پرداخت و خرید از سایت به معنای پذیرش تمامی قوانین و مقرارت سایت میباشد،لطفا مطالعه نمایید.
نوع فایل: پست وبلاگ (post)
خودساخته مشهدی کیست؟
خودساخته مشهدی کیست؟ روایتی از یک تحول باورنکردنی
شاید با شنیدن واژه "خودساخته"، تصویری از ثروت و موفقیت مالی در ذهنمان نقش ببندد. اما حقیقت این است که خودساختگی ابعاد بسیار گستردهتری دارد و یک فرد میتواند در جنبههای مختلف زندگیاش، از نظر مالی، شخصیتی، اعتقادی و... به این مهم دست یابد.
اما چرا عنوان این مطلب را "خودساخته مشهدی" انتخاب کردم؟ پاسخ در داستان شگفتانگیز تحولی نهفته است که در زندگیام رخ داده است. با نگاهی به گذشته، به فردی میرسم که زمین تا آسمان با "منِ" امروز متفاوت است. بگذارید قبل از ورودم به شهر مشهد، ماجرایی را برایتان بازگو کنم تا شما نیز گواه این خودسازی باشید.
سال سوم دبیرستان، در رشته تجربی، باورتان میشود؟ هشت تجدیدی! حتی در درس ادبیات! حالا که به آن روزها فکر میکنم، خندهام میگیرد و در عین حال، انرژی مضاعفی برای ادامه مسیر در وجودم احساس میکنم. چه شرایط سختی را پشت سر گذاشتهام!
در شهریور ماه همان سال، تنها موفق به پاس کردن دو درس شدم، آن هم با استفاده از قانون تک ماده. دوستانم راهی پیش دانشگاهی شدند و من با کولهباری از شش تجدیدی جا مانده بودم. اما درست همانجا بود که جرقهای در ذهنم زده شد. تصمیم گرفتم تواناییهایم را به خودم و دیگران نشان دهم. در دی ماه، ثبت نام کردم در مدارس بزرگسالان و نه تنها شش درس باقیمانده سال سوم را برداشتم، بلکه هشت درس پیش دانشگاهی را نیز انتخاب کردم. و چه شد؟ همه را با موفقیت پشت سر گذاشتم! دوران خانهنشینی برای آمادگی کنکور سال 92 آغاز شد. عجب جهش کوانتومیای! در حالی که دوستانم همچنان تا خرداد درگیر مدرسه بودند، من فرصت بیشتری برای مطالعه داشتم. اگرچه سال اول کنکور آنطور که میخواستم پیش نرفت و نتوانستم در دانشگاه دلخواهم پذیرفته شوم، اما سال 93 ورق برگشت و من در رشته تربیت بدنی و علوم ورزشی دانشگاه فردوسی مشهد، یکی از برترین دانشگاههای ایران، قبول شدم. در آن لحظه بود که با تمام وجود حس کردم یک نابغه واقعی هستم.
در دوران دانشگاه، شخصیت یکی از اساتید، دکتر عظیم زاده، تاثیر عمیقی بر من گذاشت. کلاس کارآفرینی در ورزش ایشان، نقطه عطفی در زندگیام بود. آشنایی با ایشان دریچههای جدیدی از دانش و نگرش را به رویم گشود. تا همینجا هم میتوان دریافت که یک خودسازی عظیم در من رخ داده بود؛ از فردی که امیدی به ورودش به دانشگاه نبود، حالا در یکی از بهترین دانشگاههای کشور مشغول به تحصیل بود.
در ترم سوم دانشگاه، ایدهای انقلابی در ذهنم شکل گرفت: راه اندازی نهضت نوین ورزش. با وجود بزرگی این ایده و سن کمم (تنها 19 سال)، با شور و اشتیاق فراوان به دنبال تحقق آن بودم. ادغام تکنولوژی با ورزش در سطح جهانی، هدفی بلندپروازانه بود که اگرچه در آن زمان به ثمر ننشست، اما درسهای ارزشمندی برایم به ارمغان آورد.
اما دلیل اصلی اینکه لقب "خودساخته مشهدی" را به خود اختصاص دادم، این است که من واقعاً از صفر مطلق شروع کردم و کسب و کار "سهند پارس" را با دستان خالی و بدون هیچگونه دانش قبلی در زمینه کدنویسی و بدون هیچ استاد و کلاسی بنا کردم و آن را به جایگاهی که امروز هست رساندهام. هر روز در حال یادگیری و پیشرفت هستم، با گامهایی بلندتر، زیرا مسیر را آموختهام، خواستههایم را شناختهام و هدفم برایم واضح و روشن است.
تا به امروز، همه چیز را با اتکا به خودم و ایمان به خداوند ساختهام و در ادامه نیز چنین خواهم کرد. هدف از نگارش این مقاله، خودنمایی نیست؛ بلکه میخواستم برای خودم یک تعهدنامه بنویسم، تا روزی که به تمام آرزوهایم دست پیدا کنم. شاید خواندن این داستان، جرقهای در ذهن شما نیز روشن کند و شما هم به یکی از خودساختههای شهر خود تبدیل شوید. همانطور که من، یک خودساخته مشهدی هستم.
کلمات کلیدی: خودساخته مشهدی، داستان خودسازی، کارآفرینی، موفقیت، دانشگاه فردوسی مشهد، تحول زندگی، راه اندازی کسب و کار، سهند پارس، انگیزه، الهام بخش.
دیدگاه کاربران
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر میدهید!